پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۶

چشمش در ستم بر خلق باز کرده

مژگان بخون مردم، دستی دراز کرده

برداشته بتکبیر، یکبارگی ز خود دست

هر کس بقبله ما یکره نماز کرده

سرچشمه حیات است لعل تو، لیک ما را

زلف تو بی نیاز از عمر دراز کرده

تا سیم درد بیغش سازد در آتش عشق

تیغش دو نیم دل را، مانند گاز کرده

هست از خرام نازش، کوتاه دست خوبان

در نیکوی همین سرو، قدی دراز کرده

از بسکه گشته حیران آیینه بر جمالش

دیگر بهم نیاید چشمی که باز کرده

فکر بلند واعظ از طبع پست خود نیست

گویا که یاد قد آن سرو ناز کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۸کشد رشکم، اگر دانم کس احوال مرا دیده
  2. شمارهٔ ۵۵۹ز حیرت تو، کسی گردش از کباب ندیده
  3. شمارهٔ ۵۶۰ویرمه، چوق رنگ گل عارض جانانمزه
  4. شمارهٔ ۵۶۱زال دنیا محو گردیدن ندارد این همه
  5. شمارهٔ ۵۶۲کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه
  6. شمارهٔ ۵۶۳نگذاشت جان غم تو برای شهادتی
  7. شمارهٔ ۵۶۴شایسته قبول، ندارم عبادتی
  8. شمارهٔ ۵۶۵زیر گل بودن، بسی خوشتر، که زیر منتی
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.