پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۵

زیر گل بودن، بسی خوشتر، که زیر منتی

وای اگر در عهد ما میبود صاحب همتی

تا کشیدم پا بدامان جنون، فارغ شدم

حلقه طفلان بگردم شد، کمند وحدتی

سوی شهرستان عزلت، خیمه بیرون زد دلم

رفتم از یاد شما، ای همنشینان همتی

هر گیاهی کز زمین سر میزند، دانی که چیست؟

از آسودگان خاک، آه حسرتی

تا چو واعظ در بروی آرزوها بسته ایم

خاطر آسوده‌ای داریم و، کنج خلوتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۷نیی کریم، ز فیض آب تا نمیگردی
  2. شمارهٔ ۵۶۸به گرد دولت دنیای دون‌پرور چه می‌گردی؟!
  3. شمارهٔ ۵۶۹پسند دوست نبود خود پسندی
  4. شمارهٔ ۵۷۰درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!
  5. شمارهٔ ۵۷۱بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
  6. شمارهٔ ۵۷۲در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
  7. شمارهٔ ۵۷۳سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
  8. شمارهٔ ۵۷۴بغیر بیکسیم نیست در جهان یاری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.