پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۸

به گرد دولت دنیای دون‌پرور چه می‌گردی؟!

چو آب نخل بی‌بر را، به گرد سر چه می‌گردی؟!

ترا در کوه همت، چون قناعت معدنی باشد

تو چون اکسیر در هر کوره بهر زر چه می‌گردی؟!

کف خالی بود لوح طلسم محنت دنیا

به دست آورده‌ای این لوح را، دیگر چه می‌گردی؟!

سحابت می‌کشد آب و، زمین می‌آورد نانت

برای آب و نان، چندین به بحر و بر چه می‌گردی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۰درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!
  2. شمارهٔ ۵۷۱بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
  3. شمارهٔ ۵۷۲در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
  4. شمارهٔ ۵۷۳سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
  5. شمارهٔ ۵۷۴بغیر بیکسیم نیست در جهان یاری
  6. شمارهٔ ۵۷۵دل پر غم، سر پر شور و، جان بینوا داری
  7. شمارهٔ ۵۷۶نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داری
  8. شمارهٔ ۵۷۷دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.