پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۰

درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!

ترا چه دل، عزیزی مرده ای غافل چه می‌خندی؟

چو بلبل بذله‌گویانند زیر پا، چه می‌گویی

چو گلبن خنده‌رویانند زیر گل، چه می‌خندی؟!

اجل گلچین، زمین دامان گلچین و، تویی چون گل

به روز خود چو گل خون گریه کن، ای دل چه می‌خندی؟!

به حالت گریه آید هر زمان ابر بهاران را

تو با این کشت و کار خشک بی‌حاصل چه می‌خندی؟!

نهنگ مرگ پیشاپیش و، موج عمر پی در پی

شکسته کشتی و، دریاست بی‌حاصل چه می‌خندی؟!

به هم ناید لب از شادی ترا چون گل به مشتی زر

اگر از حق نمی‌رنجی، از این باطل چه می‌خندی؟!

شب هستی گذشت و، روز مرگ آمد، چه می‌خوابی؟!

رهت بسیار صعب و، کار بس مشکل چه می‌خندی؟!

گل غفلت، بود در پیش عاقل خنده بی‌جا

تو واعظ می‌شماری خویش را عاقل چه می‌خندی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۲در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
  2. شمارهٔ ۵۷۳سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
  3. شمارهٔ ۵۷۴بغیر بیکسیم نیست در جهان یاری
  4. شمارهٔ ۵۷۵دل پر غم، سر پر شور و، جان بینوا داری
  5. شمارهٔ ۵۷۶نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داری
  6. شمارهٔ ۵۷۷دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
  7. شمارهٔ ۵۷۸گوشه‌ای می‌خواهم و، چشم به خوان دل تری
  8. شمارهٔ ۵۷۹میبرد هر دم دلم را، غمزه غارتگری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.