پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۱

بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری

بی خاک درت، نیست رخ هیچ غباری

هر صرصری، از خاک درت، سرمه فروشی

هر گلبنی، از برگ گلی، آینه داری

جویای تو تنها نه سحاب است، که باشد

هر قطره باران برهت برق سواری

از ذکر تو غافل نشود هیچ جمادی

تسبیح بود، در کف هر سنگ شراری

یک نرگست از گلشن صنع است، گل صبح

یک داغ ازین لاله ستان، هر شب تاری

یک جاده بگلزار تو، هر قامت سروی

یک روزنه از بزم تو، هر چشم خماری

پیدایی تو در گهر جمله نهان است

هر سنگ سیاهی است ترا آینه داری

یک برگ گل باغ تو، هر چهره زردی

یک بلبل گلزار تو، هر ناله زاری

جز درد تو، دل را نبود عیش و سروری

جز یاد تو، جان را نبود باغ و بهاری

واعظ، که فرو مانده بگرداب علایق

با جذبه لطفی، برسانش بکناری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۳سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
  2. شمارهٔ ۵۷۴بغیر بیکسیم نیست در جهان یاری
  3. شمارهٔ ۵۷۵دل پر غم، سر پر شور و، جان بینوا داری
  4. شمارهٔ ۵۷۶نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داری
  5. شمارهٔ ۵۷۷دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
  6. شمارهٔ ۵۷۸گوشه‌ای می‌خواهم و، چشم به خوان دل تری
  7. شمارهٔ ۵۷۹میبرد هر دم دلم را، غمزه غارتگری
  8. شمارهٔ ۵۸۰دگر مخواب، چو دندان فتادت ای سفری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.