پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۹

پسند دوست نبود خود پسندی

من و بیچارگی و دردمندی

قدم مگذار از پستی ببالا

که بد افتادنی دارد بلندی!

ز حق چشم دلت را بسته دنیا

که باشد کار جادو چشم بندی

نباشد چون گلاب و گل گواهی

که ریزد آبرو از هرزه خندی

گریزانند پاکان ز اهل دولت

کند پهلو تهی، آب از بلندی

چه آسان خویش را واعظ بصد عیب

پسندیدی باین مشکل پسندی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۱بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
  2. شمارهٔ ۵۷۲در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
  3. شمارهٔ ۵۷۳سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
  4. شمارهٔ ۵۷۴بغیر بیکسیم نیست در جهان یاری
  5. شمارهٔ ۵۷۵دل پر غم، سر پر شور و، جان بینوا داری
  6. شمارهٔ ۵۷۶نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داری
  7. شمارهٔ ۵۷۷دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
  8. شمارهٔ ۵۷۸گوشه‌ای می‌خواهم و، چشم به خوان دل تری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.