پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۷

نیی کریم، ز فیض آب تا نمیگردی

چو آفتاب جهانتاب تا نمیگردی

ز شرم طاعت خود آب شو، که بی ثمر است

بپای نخل دعا آب تا نمیگردی

ز فیض بندگی حق نمیشوی لبریز

تهی ز خویش چو محراب تا نمیگردی

شکار بحر معانی نمیتوانی کرد

دو تا ز فکر چو قلاب تا نمیگردی

ترا ز گشت عمل نیست حاصلی واعظ

تمام گریه چو دولاب تا نمیگردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۹پسند دوست نبود خود پسندی
  2. شمارهٔ ۵۷۰درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!
  3. شمارهٔ ۵۷۱بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
  4. شمارهٔ ۵۷۲در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
  5. شمارهٔ ۵۷۳سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
  6. شمارهٔ ۵۷۴بغیر بیکسیم نیست در جهان یاری
  7. شمارهٔ ۵۷۵دل پر غم، سر پر شور و، جان بینوا داری
  8. شمارهٔ ۵۷۶نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.