پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

شایسته قبول، ندارم عبادتی

جز بر سیاه نامگی خود شهادتی

بر ما بغیر نعمت فقر است ناگوار

داریم ما بهیچ نداری چو عادتی

تحصیل ملک فانی دنیا، زر شد نیست

ملک بقا طلب، بودت گر رشادتی

بردار تیغ عجز و، بیفگن سر غرور

داری اگر بخویش، گمان جلادتی

قاضی بشرع عشق، بجز ترک مدعی

بر صدق دعوی تو نخواهد شهادتی

در مدرس کمال، ز علم کلام عشق

جز نعت خامشی نشنیدیم افادتی

چون دم زنند اهل غرور از شعور و عقل

ماییم و بیشعوری و جهل و بلادتی

هر سنگ لعل نیست، که خیزد ز صلب کان

نور صلاح کو، بودت گر سیادتی؟

ما را بغیر عمر که آمد بسر دگر

هرگز کسی نکرد ز یاران عیادتی

یارب به واعظ از کرم عام خویشتن

صبر قناعتی ده و شق عبادتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶با من همیشه درد تو دارد عنایتی
  2. شمارهٔ ۵۶۷نیی کریم، ز فیض آب تا نمیگردی
  3. شمارهٔ ۵۶۸به گرد دولت دنیای دون‌پرور چه می‌گردی؟!
  4. شمارهٔ ۵۶۹پسند دوست نبود خود پسندی
  5. شمارهٔ ۵۷۰درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!
  6. شمارهٔ ۵۷۱بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
  7. شمارهٔ ۵۷۲در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
  8. شمارهٔ ۵۷۳سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.