پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۳

نگذاشت جان غم تو برای شهادتی

دارند عاشقان عوض جان، ارادتی

آنجا که آفتاب رخت پرتو افگند

با سایه همای، نباشد سعادتی

آیی مگر بتهنیت ما، و گر نه نیست

بیماری هوای غمت را عیادتی

دعوی کند چو تیغ تو با آب زندگی

دارند کشتگان غمت هم شهادتی

در بند رسم و عادت دنیا نبودن است

در شهر عشق باشد اگر رسم و عادتی

حالی ندیده ایم ز پیران این زمان

جز اینکه هستشان بجوانان ارادتی

واعظ اگر زیاده طلب باشی از جهان

شکر است شکر نعمت از حد زیادتی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۵زیر گل بودن، بسی خوشتر، که زیر منتی
  2. شمارهٔ ۵۶۶با من همیشه درد تو دارد عنایتی
  3. شمارهٔ ۵۶۷نیی کریم، ز فیض آب تا نمیگردی
  4. شمارهٔ ۵۶۸به گرد دولت دنیای دون‌پرور چه می‌گردی؟!
  5. شمارهٔ ۵۶۹پسند دوست نبود خود پسندی
  6. شمارهٔ ۵۷۰درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!
  7. شمارهٔ ۵۷۱بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
  8. شمارهٔ ۵۷۲در دلها برویت میگشاید نرم گفتاری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.