پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۲

کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه

ازین رو، نیک و بد را نیز باشد رو در آیینه

نباشد شاهدی بر خوبی کس، همچو اطوارش

ندارد به ز خود بر خوبی خود محضر آیینه

ز یار دلنشینی، هر دمش باید جدا گشتن

نمی باشد از آن یک لحظه بی چشم تر آیینه

چه نالی از کدورتهای دنیا، کان کند پاکت؛

بود بیجا کند گر شکوه از روشنگر آیینه

دل روشن کند هموار زشتیهای دنیا را

که زن را میکند مقبول طبع شوهر آیینه

شکسته دل ز بس بیند هنرمندان عالم را

ز چشم مردمان پوشیده دارد جوهر آیینه

تو با خود آنچه کردی از جهالت پیشگی، دیگر

بروی خود چه سان خواهی نگه کردن در آیینه؟!

به جز اصلاح حال خلق، مطلب نیست واعظ را

نگوید عیب مردم را ز روی دیگر آیینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۴شایسته قبول، ندارم عبادتی
  2. شمارهٔ ۵۶۵زیر گل بودن، بسی خوشتر، که زیر منتی
  3. شمارهٔ ۵۶۶با من همیشه درد تو دارد عنایتی
  4. شمارهٔ ۵۶۷نیی کریم، ز فیض آب تا نمیگردی
  5. شمارهٔ ۵۶۸به گرد دولت دنیای دون‌پرور چه می‌گردی؟!
  6. شمارهٔ ۵۶۹پسند دوست نبود خود پسندی
  7. شمارهٔ ۵۷۰درین ماتم‌سرا از غفلت ای جاهل، چه می‌خندی؟!
  8. شمارهٔ ۵۷۱بی سجده درگاه تو، نبود سر خاری
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.