پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۹

ز حیرت تو، کسی گردش از کباب ندیده

به پیش لعل لبت، رنگ در شراب ندیده

دلم ز دوست بجز تندی و عتاب ندیده

بغیر سیل کس این خانه خراب ندیده

ز بیم شحنه خوی تو در دیار محبت

کسی جز از غم هجر تو بیحساب ندیده

ز پای تا بسرت آنچنان پر سا ز خوبی

که سرمه جای در آن چشم نیم خواب ندیده

چه اعتماد بحرفی، که آن ز فکر نخیزد

که زود میگسلد، رشته یی که تاب ندیده

چو نو نیاز به دولت رسید، شور برآرد

چو آب دید، خروشد سفال آب دیده

بغیر آن قد شمشاد، نیست در دل واعظ

چو شانه غیر الف، کس درین کتاب ندیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۱زال دنیا محو گردیدن ندارد این همه
  2. شمارهٔ ۵۶۲کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه
  3. شمارهٔ ۵۶۳نگذاشت جان غم تو برای شهادتی
  4. شمارهٔ ۵۶۴شایسته قبول، ندارم عبادتی
  5. شمارهٔ ۵۶۵زیر گل بودن، بسی خوشتر، که زیر منتی
  6. شمارهٔ ۵۶۶با من همیشه درد تو دارد عنایتی
  7. شمارهٔ ۵۶۷نیی کریم، ز فیض آب تا نمیگردی
  8. شمارهٔ ۵۶۸به گرد دولت دنیای دون‌پرور چه می‌گردی؟!
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.