پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۲

چهره آرایی بود از نشأه می ننگ او

از می کیفیت خود می فروزد رنگ او

گر بروی ما نمی خندد، نه از بی لطفی است

جا نمی یابد تبسم در دهان تنگ او

در دل او ذره یی نبود ز دلسوزی اثر

ز آن سیه روزم، که این آتش ندارد سنگ او

بر نیامد از دل زاری دل سختش ز جا

گرچه باشد دست دلها جمله زیر سنگ او

نیست ممکن کز دهان تنگ او گیرد سراغ

خط عبث گردد بگرد عارض گلرنگ او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۴از آنم کم، که گویم شکر احسان زیاد تو
  2. شمارهٔ ۵۴۵میکند گرمی بما هر بیوفائی غیر تو
  3. شمارهٔ ۵۴۶گردد چو بگفتار زبان در دهن تو
  4. شمارهٔ ۵۴۷غم می‌رمد، ز پیچش زلف سیاه تو
  5. شمارهٔ ۵۴۸نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛
  6. شمارهٔ ۵۴۹موی چون گردید جو گندم، دگر هشیار شو
  7. شمارهٔ ۵۵۰گذر گاهی بود گلزار گیتی، از صبا بشنو
  8. شمارهٔ ۵۵۱چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.