پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۰

یا رب از خواب گران غفلتم بیدار کن

با هوای کوی خود زین مستیم هشیار کن

دور کن نیش هوسهای جهان را از دلم

غنچه ام را در هوای خود گل بی خار کن

تا ز خون فاسد اندیشه ها گردم سبک

از نگاه اعتبارم، نشتری در کار کن

خاطرم را از غم دنیا بده پای گریز

زاریم را از هوسهای جهان بیزار کن

تیره شد دل از خیال خط سبز گلرخان

چهره آیینه ام را، پاک ازین زنگار کن

تا درو سوزد خس و خاشاک هر اندیشه یی

آتش سوز دلم را، دامنی در کار کن

از سموم بی غمی، واعظ بسی پژمرده است

از هوای خود، گلش را شبنمی در کار کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۲بر در حق جز خضوع و عجز استدعا مکن
  2. شمارهٔ ۵۳۳پشت دست از حسرت دینار با دندان مکن
  3. شمارهٔ ۵۳۴بهار آمد، که جوشد ز آتش دل باز خون من
  4. شمارهٔ ۵۳۵ای گل، تو بی علاقه به دنیا شدی و من
  5. شمارهٔ ۵۳۶چون زبان در گفتگو، بیجا ز کام آید برون
  6. شمارهٔ ۵۳۷که تواند شدن از بزم تو طناز برون؟
  7. شمارهٔ ۵۳۸کرا پا میرود از محفل آن سیمبر بیرون؟
  8. شمارهٔ ۵۳۹دمی ز آن پیش کآید چون حباب جان زتن بیرون
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.