پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۲

از کمی پیوسته باید بیشی خود خواستن

میفزاید روشنایی شمع را از کاستن

کعبتین آسا درین دیرین بساط ششدری

نقش کس تا می نشیند، بایدش برخاستن

تا شوی ممتاز، در اصلاح کار خود بکوش

میدهد بر سرفرازی نخل را پیراستن

زیب و زینت نیکمردان را همان نیکی بس است

حسن کامل فارغست از منت آراستن

پای بند این جهان را، لاف آزادی خطاست

از سر خس نیست ممکن شعله را برخاستن

خودنمایی ناقصان را موجب رسواییست

میشود پیدا قد کوتاه در برخاستن

جرم را واعظ در آن درگاه روی دیگر است

عذر تقصیرم، همان تقصیر خواهد خواستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۴تو که بر خار تحمل نتوانی رفتن
  2. شمارهٔ ۵۱۵زیاده فیض توان از شکستگان بردن
  3. شمارهٔ ۵۱۶به این سامان چه ساز عیش دیگر می‌توان کردن؟
  4. شمارهٔ ۵۱۷بسکه بد باشد ز شوخی خنده بر یاران زدن
  5. شمارهٔ ۵۱۸کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
  6. شمارهٔ ۵۱۹گر بسیر گلشن، آن حیرت فزا خواهد شدن
  7. شمارهٔ ۵۲۰قامتم گر این چنین از غم دو تا خواهد شدن
  8. شمارهٔ ۵۲۱با چراغ دل ازین ظلمت سرا باید شدن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.