پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۰

پیش لطفش میتوان با روسیاهی ساختن

لیک رو نتوان ز شرم بی گناهی ساختن

چند پوشی خلعت پوشیده رنگ از شراب

میتوان یک چند هم، با رنگ کاهی ساختن

میکند از بیم طوفان حوادث فارغت

ز آن همه در بافلوس خود چو ماهی ساختن

گر بود لذت شناس بی سرانجامی کسی

میتوان با سر، برای بی کلاهی ساختن

همچو محراب از تواضع پیش خلق روزگار

نام خود را میتوانی قبله گاهی ساختن

هست کار عمر چون فوتی بدرگاه کریم

آه را میباید از دل زود راهی ساختن

ساختن از روی خواهش با بد و نیک جهان

به که با حکم قضا، خواهی نخواهی ساختن

فکر دستار زرت، دردسری شد دائمی

میتوان ز آن دائمی، با گاهگاهی ساختن

گر میان دوستان، خواهی سخن چینی کنی

چون قلم باید بننگ روسیاهی ساختن

نیست قانع آنکه دارد نعمتی مانند فقر

قانع آن باشد که بتواند بشاهی ساختن

منت سر هم کشد مشکل، چه جای تاج زر؟

میتواند هر که با او، گاهگاهی ساختن!

واعظ این سرمایه عمری که داری، زین دیار

میتوانی خویشتن را، خوب راهی ساختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۲از کمی پیوسته باید بیشی خود خواستن
  2. شمارهٔ ۵۱۳پهلوانی نیست سنگی یا گلی برداشتن
  3. شمارهٔ ۵۱۴تو که بر خار تحمل نتوانی رفتن
  4. شمارهٔ ۵۱۵زیاده فیض توان از شکستگان بردن
  5. شمارهٔ ۵۱۶به این سامان چه ساز عیش دیگر می‌توان کردن؟
  6. شمارهٔ ۵۱۷بسکه بد باشد ز شوخی خنده بر یاران زدن
  7. شمارهٔ ۵۱۸کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
  8. شمارهٔ ۵۱۹گر بسیر گلشن، آن حیرت فزا خواهد شدن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.