پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

ما بلبلان خار علایق گزیده ایم

در آشیان بال و پر خود خزیده ایم

دامن بدست خار علایق نداده ایم

چون باد اگر چه بر گل و ریحان وزیده ایم

از دامگاه بال هما کرده ایم رم

در خرقه چون کبوتر چاهی خزیده ایم

فیضی که برده ایم ز شیرینی لبت

حرف لب تو گفته، لب خود گزیده ایم

واعظ بچشم شوق ز بحرین هر دو کون

یکدانه گوهر غم او را گزیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیم
  2. شمارهٔ ۴۹۵بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم
  3. شمارهٔ ۴۹۶ما ز نادانی، ز بس بدبین و بدخواه خودیم
  4. شمارهٔ ۴۹۷از بزرگان وحشی و، با خاکساران همدمیم
  5. شمارهٔ ۴۹۸برده است از بسکه فکر آن نگار جانیم
  6. شمارهٔ ۴۹۹بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
  7. شمارهٔ ۵۰۰چون کند پیری ستم، یاد جوانی می‌کنیم
  8. شمارهٔ ۵۰۱چنان زشتم، که ترسم چشم رحمت ننگرد سویم
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.