پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۴

ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیم

دل بمرگ خود نهادیم و، ز جان برداشتیم

ضعف پیری ها بسی ما را ز پا افگنده بود

قد دو تا کردیم، خود را از میان برداشتیم

صرف شد عمر گرامی جمله در بی حاصلی

ما چه حاصلها کزین آب روان برداشتیم!

ضامن روزی زمین و آسمان و، ما ز خلق

منت نان از زمین و آسمان برداشتیم

نعمت الوان دنیا را به ما کردند عرض

گوشه گیری را همین ما از میان برداشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۶ما ز نادانی، ز بس بدبین و بدخواه خودیم
  2. شمارهٔ ۴۹۷از بزرگان وحشی و، با خاکساران همدمیم
  3. شمارهٔ ۴۹۸برده است از بسکه فکر آن نگار جانیم
  4. شمارهٔ ۴۹۹بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
  5. شمارهٔ ۵۰۰چون کند پیری ستم، یاد جوانی می‌کنیم
  6. شمارهٔ ۵۰۱چنان زشتم، که ترسم چشم رحمت ننگرد سویم
  7. شمارهٔ ۵۰۲خود هم ز ظلم خانه خرابند ظالمان
  8. شمارهٔ ۵۰۳درست نیست گشودن به خنده لب چندان
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.