پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی

صفایی جندقی

غزلیات

۴۰۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ بتان شهر ز ما هر زمان که یاد آرند
  2. شمارهٔ ۱۸۲ باید دلی که درک معانی کند ز پند
  3. شمارهٔ ۱۸۳ چون بگسلم نه زلف تو کز هر شکنج و بند
  4. شمارهٔ ۱۸۴ عقل را گیسوی لیلی طلعتان مجنون کند
  5. شمارهٔ ۱۸۵ اگر سرشک منت خاک راه تر نکند
  6. شمارهٔ ۱۸۶ گر مهم چو مهر ز آن جمال و چهر با شروط مهر دلبری کند
  7. شمارهٔ ۱۸۷ گل رخان کز خار مژگان دم به دم خنجر زنند
  8. شمارهٔ ۱۸۸ اگر یک چندم از دل برگشایند
  9. شمارهٔ ۱۸۹ عقل اگر حلقه ی زلف زره آسای تو بیند
  10. شمارهٔ ۱۹۰ چشم معنی نگر عارف اگر روی تو بیند
  11. شمارهٔ ۱۹۱ شرع در خون رود ار قامت دلجوی تو بیند
  12. شمارهٔ ۱۹۲ مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود
  13. شمارهٔ ۱۹۳ به بزمم دوش حورا پیکری بود
  14. شمارهٔ ۱۹۴ به مینو منظری دوشم سری بود
  15. شمارهٔ ۱۹۵ در دلم هر لحظه صد سودای باطل می‌رود
  16. شمارهٔ ۱۹۶ روی زمین ز گریه ی من گر شمر شود
  17. شمارهٔ ۱۹۷ رفت و دل رفت ز ره کز پی آن ماه شود
  18. شمارهٔ ۱۹۸ جز از لب جانانه که چندین شکر آید
  19. شمارهٔ ۱۹۹ نکهت نافه ز انفاس نسیم سحر آید
  20. شمارهٔ ۲۰۰ با حضور تو به لب جانم از آن دیرآید
  21. شمارهٔ ۲۰۱ مگو دل ها به طراری رباید
  22. شمارهٔ ۲۰۲ ازین پس دور من چندی نپاید
  23. شمارهٔ ۲۰۳ هزار کام ز لعل تو یک دقیقه برآید
  24. شمارهٔ ۲۰۴ ستم گری که جفا کیش اوست دل برباید
  25. شمارهٔ ۲۰۵ چشم و ابرویش به قهرم دل رباید
  26. شمارهٔ ۲۰۶ بر تو از دست صبا شام و سحر غیرتم آید
  27. شمارهٔ ۲۰۷ صاحب دلی به سیر کمانت نظر نکرد
  28. شمارهٔ ۲۰۸ نیست حاجت که دل از دست کسی او برباید
  29. شمارهٔ ۲۰۹ هر دمت کز مژه بر سینه ی من تیر نیاید
  30. شمارهٔ ۲۱۰ یک نظر از دیده ی ماروت دید
  31. شمارهٔ ۲۱۱ هرکه دلاویزی گیسوت دید
  32. شمارهٔ ۲۱۲ کار خونریزی لعلت چو به فرجام رسید
  33. شمارهٔ ۲۱۳ آوخ که یار برسر این ناتوان رسید
  34. شمارهٔ ۲۱۴ چون صبح عید هفتم ماه رجب رسید
  35. شمارهٔ ۲۱۵ فقیه شهر که سجاده ها برآب کشید
  36. شمارهٔ ۲۱۶ در آغاز پیری و انجام کار
  37. شمارهٔ ۲۱۷ مرا هست امشب بتی درکنار
  38. شمارهٔ ۲۱۸ رفت وگریم در رکابش زار زار
  39. شمارهٔ ۲۱۹ در این انجام عمر و آخر کار
  40. شمارهٔ ۲۲۰ رسد چندانکه از ترکانم آزار
  41. شمارهٔ ۲۲۱ ز خوبان جز تو ای ترک ستمکار
  42. شمارهٔ ۲۲۲ در گلستان رخ ار گشاید بار
  43. شمارهٔ ۲۲۳ دست عشقم گشود جایی بار
  44. شمارهٔ ۲۲۴ هر شب از یاد زلف و طره ی یار
  45. شمارهٔ ۲۲۵ با صبا همره است نکهت یار
  46. شمارهٔ ۲۲۶ تن از تیمار عشقم مانده بیمار
  47. شمارهٔ ۲۲۷ هزار چون تو و من مانده محو طلعت یار
  48. شمارهٔ ۲۲۸ ز صد ملک جم این جام خوشتر
  49. شمارهٔ ۲۲۹ بنگر به تیره روزی من در شمار هجر
  50. شمارهٔ ۲۳۰ مرا که نیست به جز خون دل شراب دگر
  51. شمارهٔ ۲۳۱ مرا نشان نظر باشد از نگار دگر
  52. شمارهٔ ۲۳۲ به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر
  53. شمارهٔ ۲۳۳ حرف ها از خون دل خوش بر زبان آورده باز
  54. شمارهٔ ۲۳۴ باشد از آنروز طالعم فیروز
  55. شمارهٔ ۲۳۵ روان تسلیم دلبر دارم امروز
  56. شمارهٔ ۲۳۶ بیا ساقی عرق در جام زر ریز
  57. شمارهٔ ۲۳۷ دلا در عشق او رنگ دگر ریز
  58. شمارهٔ ۲۳۸ ای دوست سرگذشت من از اهل راز پرس
  59. شمارهٔ ۲۳۹ در رهش جان دادم اما هرکه دلبر بایدش
  60. شمارهٔ ۲۴۰ عاشق اول هدیه ای کز بهر جانان بایدش

متن اشعار به نقل از گنجور.