پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

بیا ساقی عرق در جام زر ریز

در آب خشک مروارید تر ریز

هلالی جام را شکل قمر کش

به بزم می کشان طرح دگر ریز

حریفان را به قدر وسع پیمای

چو دور افتاد با من بیشتر ریز

ز پا دامان زنگاری به بر زن

ز سر گیسوی مشکین برکمر ریز

وگر خواهی مرا محروم و ناکام

بیا وز فرقتم نقشی بتر ریز

به عین وصل هجرانم به یاد آر

نشاط و اندهم بر یکدگر ریز

مرا گر آه سوزان از جگر کش

مرا گر اشک غلطان از بصر ریز

ز آب دیده دامانم شمر ساز

ز تاب سینه نیرانم به بر ریز

ترا چندانکه شکر ریزد از لعل

مرا از جزع دریازا گهر ریز

پس از آن مایه زاریها به پاداش

به کام از بوسه ام تنگی شکر ریز

صفایی غافل از مژگان به پایش

اگر دستت دهد خاکی به سر ریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸ای دوست سرگذشت من از اهل راز پرس
  2. شمارهٔ ۲۳۹در رهش جان دادم اما هرکه دلبر بایدش
  3. شمارهٔ ۲۴۰عاشق اول هدیه ای کز بهر جانان بایدش
  4. شمارهٔ ۲۴۱به دستی برد از جا پای صبرم شوق دیدارش
  5. شمارهٔ ۲۴۲نگر مژگان و اشکم لوحش الله عشق و گلزارش
  6. شمارهٔ ۲۴۳ز مهرم خوب تر آن مهر مهوش
  7. شمارهٔ ۲۴۴خیال خیل خالم نیست با زلف زره فامش
  8. شمارهٔ ۲۴۵نهادی بر دلم دردی که درماندم به درمانش
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.