پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

ز مهرم خوب تر آن مهر مهوش

از آن زر خوشترم این سیم بی غش

مرا مگذار با این مایه تردید

مرا مپسند در چندین کشاکش

مده خاکم به باد از خشم و خواری

بزن از رحمتم آبی برآتش

دمی سیرابم آر از لعل خوشاب

گهی سرمستم آر از چشم سرخوش

به خاک افکنده چندین صید و صیاد

هنوزش تیرها قایم به ترکش

پریشان تر شود زلفت که چون خویش

مرا پیوسته می دارد مشوش

هم از طیبش مرا بادامه در پاش

هم از تابش مرا رخساره زرپش

ترا برکتف و کش خوش رام و آرام

مرا چون مار خشمین سخت و سرکش

منت کافی ز عشاق وفا کیش

ترا تنها صفایی بس جفا کش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵نهادی بر دلم دردی که درماندم به درمانش
  2. شمارهٔ ۲۴۶دلم پیوست به ایشان در آن زلف و زنخدانش
  3. شمارهٔ ۲۴۷گرفتم چون تو سروی را قبا پوش
  4. شمارهٔ ۲۴۸به پایان رفت در بزمت مرا دوش
  5. شمارهٔ ۲۴۹به ترک مست تو دستی رها کنم دل خویش
  6. شمارهٔ ۲۵۰نهی مرهم به زخمم یا کنی ریش
  7. شمارهٔ ۲۵۱به پای تا سر تسلیم سودمت برخاک
  8. شمارهٔ ۲۵۲باغبان را بودی ار مغزی به سر بر جای خاک
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.