پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

نهی مرهم به زخمم یا کنی ریش

بود کی با توام پروایی از خویش

به حال مهر و کین روی سوی من باش

چه جلابم فرستی یا دهی بیش

خوشم تا با منت باشد توجه

دهی نوشم به رحمت یا زنی نیش

به وصل از یاد هجرانت ملولم

نیرزد قرب با این مایه تشویش

نشاندی تیرسان نالان به خاکم

ز شست ترک ای ترک جفا کیش

ز ترس مدعی گم گشته ام را

کجا دارم ز کس یارای تفتیش

ندانم از کجا این دردها را

کنم درمان که هست از صبر من بیش

به مرگ از زندگی بیزاریم داد

بسی منت به دوشم از بد اندیش

لباس عاریت چو از هردو شد سلب

چه دانی فرق دولتمند و درویش

صفایی رو به اسباب خدا داشت

امید ار داشت از بیگانه یا خویش

وگرنه ما سوی الله مردگانند

ز غیر زنده کی کاری رود پیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲باغبان را بودی ار مغزی به سر بر جای خاک
  2. شمارهٔ ۲۵۳کاش مغزی داشتی تا جای خاک
  3. شمارهٔ ۲۵۴دلم از قید آن مشکین حمایل
  4. شمارهٔ ۲۵۵منتی دارم به یاران کز بس افغان کرده‌ام
  5. شمارهٔ ۲۵۶جاودان دولت بیدار به دیدار تو یابم
  6. شمارهٔ ۲۵۷به مهر روی ماهی عهد بستم
  7. شمارهٔ ۲۵۸دیده و دل تا به عقد گوهر و لعل تو بستم
  8. شمارهٔ ۲۵۹قبولم کن که لالای تو گردم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.