پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

قبولم کن که لالای تو گردم

بلا گردان بالای توگردم

هزارم جان عطا فرمای و هر روز

بیا تا دور اعطای تو گردم

برم بینی ز فکر روشن ای دوست

اگر خالی ز سودای تو گردم

مبرا جستم از عالم سراپای

که پا تا سر تولای تو گردم

خرد سر بر خطم بنهاد از آنروز

که هر شب مست صهبای توگردم

برو اخلاق خویش از دیگران پرس

که من محو تماشای توگردم

دل از جان کی شناسم یا سر از پای

در آن معرض که شیدای تو گردم

به خاکم آسمان ساید سر فقر

اگر خاشاک صحرای توگردم

کجا برخیزم از رایت بهر باد

مگرخاک کف پای تو گردم

کجا برخیزم از رایت بهر باد

مگر خاک کف پای تو گردم

نیندیشم ز ننگ زشت نامی

همان بهتر که رسوای تو گردم

ز عین رحمتم باری مینداز

قتیل چشم شهلای تو گردم

مرا هم خط به سرکش چون صفایی

اگر یک لحظه از رای تو گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱به عهد بتان اعتباری ندیدم
  2. شمارهٔ ۲۶۲وفا و حسن در یاری ندیدم
  3. شمارهٔ ۲۶۳از سرو سخنوری ندیدم
  4. شمارهٔ ۲۶۴به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم
  5. شمارهٔ ۲۶۵ترا تا از دو عالم برگزیدم
  6. شمارهٔ ۲۶۶من اول ره که رفتار تو دیدم
  7. شمارهٔ ۲۶۷ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم
  8. شمارهٔ ۲۶۸تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.