پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

وفا و حسن در یاری ندیدم

به هم حسن و وفا آری ندیدم

نظیرت را پری رویی نجستم

ندیدت را وفا داری ندیدم

نه از بیگانگان نز آشنایان

ز فضل حسنت انکاری ندیدم

ز ترکان چون تو با این مایه خوبی

رضا جویی کم آزاری ندیدم

کمال صورت و معنی که در تست

دگر با هیچ دلداری ندیدم

به عین هوشیاری اینقدر مست

به جز چشم تو بیماری ندیدم

به آب و رنگ آن رخسار و مژگان

گلی نشنیدم و خاری ندیدم

چو مشکین خال و زلف تابدارت

سر مور و دم ماری ندیدم

به دین وکفر کاندر کعبه و دیر

چنین تسبیح و زناری ندیدم

به طرز طره ات هرگز کمندی

به دستان تو طراری ندیدم

مرا خود روز و روشن تیره شب ساخت

چو گیسویت سیه کاری ندیدم

به غیر دل که در قید تو سرخوش

رها از غم گرفتاری ندیدم

صفایی راستی کز خیل خوبان

بدین صدق وصفا یاری ندیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم
  2. شمارهٔ ۲۶۵ترا تا از دو عالم برگزیدم
  3. شمارهٔ ۲۶۶من اول ره که رفتار تو دیدم
  4. شمارهٔ ۲۶۷ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم
  5. شمارهٔ ۲۶۸تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم
  6. شمارهٔ ۲۶۹بنامیزد بتی عیار دارم
  7. شمارهٔ ۲۷۰تعالی الله یکی دلدار دارم
  8. شمارهٔ ۲۷۱به گردون رشته تا زان دو زلف پر شکن دارم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.