پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

به گردون رشته تا زان دو زلف پر شکن دارم

چرا بر وش یک مومنت از مشک ختن دارم

دل از چاه زنخدانت برآید کی معاذ الله

ز پیچان طره ات با آنکه صد مشکین رسن دارم

نباشد چشم درماندم ز جایی درد عشقت را

کجا مرهم پذیر افتد چنین زخمی که من دارم

چو دل تا در بغل نارم به یک پیراهنت با خود

چو گل هر روز چاک از داغ رویت پیرهن دارم

تو آنجا در وثاقت کام بخشایی رقیبان را

من اینجا در فراقت سر به زانوی محن دارم

به بوی پیرهن مشتاق و محتاجم بشیری کو

که درکوی غمت هر گام صد بیت الحزن دارم

به سروقت دلم در لب رهی بنما که من با وی

حکایت های خونین از درون خویشتن دارم

به بالینم شبی تا روز بنشین و آتشم بنشان

که با لعلت نهانی بی زبان چندین سخن دارم

حدیث حسنت از مردم نهان ماند مگر چندی

به بزم خویش و بیگانه از آن پاس دهن دارم

غریب آسا هنوز از نو سر بیگانگی داری

به من با آنکه عمری شد که در کویت وطن دارم

صفایی سال و ماه و هفته چون باید جدایی را

تواند زیست او یک روز بی رویت نپندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳تار گیسوی تو برگردن دل سلسله دارم
  2. شمارهٔ ۲۷۴ندانمش که به گردون چگونه بگذارم
  3. شمارهٔ ۲۷۵وفای عهد راجاوید اگر مانم نگه دارم
  4. شمارهٔ ۲۷۶چنان خیال تو انگیخت چاره در نظرم
  5. شمارهٔ ۲۷۷ساقی بریز باده ی صافی به ساغرم
  6. شمارهٔ ۲۷۸باخاک ره اگر فلک آرد برابرم
  7. شمارهٔ ۲۷۹چرا به دوش بود منتی ز باده فروشم
  8. شمارهٔ ۲۸۰دهی بشارت کوثر گر از زبان سروشم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.