پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

وفای عهد راجاوید اگر مانم نگه دارم

ولی دانم که ز اقسام جفا جبران کند یارم

غرور و قهر وی چندان قصور و عجز ما چندین

هلاکم گیر اگر الطاف او ناید مددکارم

به خام زلف بندی هر دلی کز غمزه بربایی

عجب از پخته کای های آن سرمست هشیارم

چو نی نالان و زرد و زار و خشک و لاغرم کردی

که درکوی غمت چون گاه بینی رو به دیوارم

کند سیر توام غافل ز رنج زخم خوردن ها

بفرمای اندکی تعجیل تا سرگرم دیدارم

به سودای دگر سودایت از سر نفکنم حاشا

خود از روی یقین هر چند خوانی اهل پندارم

به عهد ترک مستت فتنه ها بیدار شد آری

مگر در خواب بیند این زین پس چشم بیدارم

به صبرم بر ستیز باغبانان خنده کمتر کن

که دیدی بردمد روزی گل امید از این خارم

ندانستم صفایی با همه حزم آن سیه جادو

چه لعبی باخت کز یک نظره چون خود ساخت بیمارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷ساقی بریز باده ی صافی به ساغرم
  2. شمارهٔ ۲۷۸باخاک ره اگر فلک آرد برابرم
  3. شمارهٔ ۲۷۹چرا به دوش بود منتی ز باده فروشم
  4. شمارهٔ ۲۸۰دهی بشارت کوثر گر از زبان سروشم
  5. شمارهٔ ۲۸۱به فر دوستی از افترای خصم چه باکم
  6. شمارهٔ ۲۸۲خواهم از شوق زنم بوسه مکرر به دهانم
  7. شمارهٔ ۲۸۳دوش از آن باده که پیمود بطی جانانم
  8. شمارهٔ ۲۸۴به لب رسید به جانان رسید تا جانم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.