پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم

سری جز گردن مجنون به بند آزاد نشنیدم

هلاکم در صفوف غمزه ات نبود غریب اما

مروت بین که من یک صید و صد صیاد نشنیدم

مدد جست از میانت طرگان در دل ربایی ها

طناب از موی دارد چشم استمداد نشنیدم

بنای عشق محکم تر ز سیل دیده شد دل را

ز ویرانی بلادی را چنین آباد نشنیدم

به جز یاد تو کآمد منتهای کام ناکامان

عروسی را به خلوتگاه صد داماد نشنیدم

به قتلم خاستی کز ناله ام آسوده بنشینی

بدین زودی چنین تأثیری از فریاد نشنیدم

بدین دستم که دل پامال در میدان آن مژگان

شهیدی در سیاستگاه صد جلاد نشنیدم

به ترک عشق بس تهدید ها راندم صفایی را

جوابی از وی الا هر چه بادا باد نشنیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰تعالی الله یکی دلدار دارم
  2. شمارهٔ ۲۷۱به گردون رشته تا زان دو زلف پر شکن دارم
  3. شمارهٔ ۲۷۲به دست اگر چه متاعی به جز گناه ندارم
  4. شمارهٔ ۲۷۳تار گیسوی تو برگردن دل سلسله دارم
  5. شمارهٔ ۲۷۴ندانمش که به گردون چگونه بگذارم
  6. شمارهٔ ۲۷۵وفای عهد راجاوید اگر مانم نگه دارم
  7. شمارهٔ ۲۷۶چنان خیال تو انگیخت چاره در نظرم
  8. شمارهٔ ۲۷۷ساقی بریز باده ی صافی به ساغرم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.