پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

بنامیزد بتی عیار دارم

که با او از دو عالم عار دارم

چه غم گر دارم از وی دیده خونبار

که چونان لعبتی خونخوار دارم

ز تیغش تا قیامت سینه مجروح

ز لعلش دیده گوهر بار دارم

به عکس عادت از یک سرو بالاش

به یک کاشانه صد گلزار دارم

هزارش گل به بار اما چه حاصل

که از هر غنچه اش صد خار دارم

دلم با خود نبردی زانکه دیدی

غم صد مرده بر وی بار دارم

فراقم کاست از هر در ولی شکر

که غم از دولتت بسیار دارم

همه خلق جهان نالند ز اغیار

خلاف من که داد از یار دارم

برو ناصح به زهد و پارسایی

مخوانم غیر این هم کار دارم

الا یار وفا پرور ندانی

کت از غم تاکجا تیمار دارم

ز شرح تاب و تیمار جدایی

بیا برخوان که صد طومار دارم

صفایی فسق و زهد از من میاموز

که زین کفر و دین انکار دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱به گردون رشته تا زان دو زلف پر شکن دارم
  2. شمارهٔ ۲۷۲به دست اگر چه متاعی به جز گناه ندارم
  3. شمارهٔ ۲۷۳تار گیسوی تو برگردن دل سلسله دارم
  4. شمارهٔ ۲۷۴ندانمش که به گردون چگونه بگذارم
  5. شمارهٔ ۲۷۵وفای عهد راجاوید اگر مانم نگه دارم
  6. شمارهٔ ۲۷۶چنان خیال تو انگیخت چاره در نظرم
  7. شمارهٔ ۲۷۷ساقی بریز باده ی صافی به ساغرم
  8. شمارهٔ ۲۷۸باخاک ره اگر فلک آرد برابرم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.