پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم

چه مایه خجلت از این وعده ی خلاف کشیدم

کدام روز شب آمد کدام شام سحر شد

که با خیال تو در کنج خلوتی نخزیدم

مگر به عشق تو از حالتم کسی نبرد پی

ز الفت همه هم‌صحبتان کناره گزیدم

به رسته ای که ز عشقت فروختند متاعی

کدام درد و بلاکش به نرخ جان نخریدم

شکار ترک کمان دار خویش تا دگری را

نبینم از سر تیرش به پای رشک رمیدم

فزود مهر تو در من خلاف خواهش مردم

ملامتی که به ترک محبت تو شنیدم

فغان که قاتلم از ناز دیرتر به سر آمد

اگر چه زودتر از همگنان به قتل رسیدم

به دست نامدم ازکفر و دین طریق ترقی

هر آنچه در ره ی کوشش به فرق جهد دویدم

مراد خویش نیابم ز میر کعبه صفایی

عبث نه پیر خرابات را به صدق مریدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶من اول ره که رفتار تو دیدم
  2. شمارهٔ ۲۶۷ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم
  3. شمارهٔ ۲۶۸تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم
  4. شمارهٔ ۲۶۹بنامیزد بتی عیار دارم
  5. شمارهٔ ۲۷۰تعالی الله یکی دلدار دارم
  6. شمارهٔ ۲۷۱به گردون رشته تا زان دو زلف پر شکن دارم
  7. شمارهٔ ۲۷۲به دست اگر چه متاعی به جز گناه ندارم
  8. شمارهٔ ۲۷۳تار گیسوی تو برگردن دل سلسله دارم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.