پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

ترا تا از دو عالم برگزیدم

دو عالم را قلم بر سر کشیدم

به سودای غمت در رستهٔ عشق

دلی بردم جهان ها جان خریدم

عذاب دوزخش نارد تلافی

دمی کز لعل سیرابت مکیدم

شراب کوثرم زهر است درکام

لبی تا طعم این شکر چشیدم

به جنات جنان نارم مقابل

گلی کز گلشن چهر تو چیدم

زمانی سیر صیادم هوس بود

عبث از صیدش این ساعت رمیدم

پی رفع گمان ها بود چندی

اگر پای از سر کویت کشیدم

نبودم با خیالت گر هم آغوش

چرا در کنج تنهایی خزیدم

ز تاب زلف و چهرت شاهدستی

بدین روز سیه موی سفیدم

صفایی عشق را باید بسی شکر

اگر در راه او سازد شهیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم
  2. شمارهٔ ۲۶۸تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم
  3. شمارهٔ ۲۶۹بنامیزد بتی عیار دارم
  4. شمارهٔ ۲۷۰تعالی الله یکی دلدار دارم
  5. شمارهٔ ۲۷۱به گردون رشته تا زان دو زلف پر شکن دارم
  6. شمارهٔ ۲۷۲به دست اگر چه متاعی به جز گناه ندارم
  7. شمارهٔ ۲۷۳تار گیسوی تو برگردن دل سلسله دارم
  8. شمارهٔ ۲۷۴ندانمش که به گردون چگونه بگذارم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.