پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

به عهد بتان اعتباری ندیدم

چو دوران گردون قراری ندیدم

از آن چشم خونریز چون زلف سرکش

به جز دلبری شعاری ندیدم

به ملک دل از شورش خیل عشقت

در اقلیم تقوی حصاری ندیدم

به دریای عشق تو چندان که کشتی

سبک راندم آخر کناری ندیدم

غمم خورد یک عمر و نسرود با کس

ز دل خوب تر غمگساری ندیدم

به قدر وفای من افزودم انده

خود از عشق به، حق گزاری ندیدم

به خون غلتم ای کاش بر خاک راهش

که زین به در آن کوی کاری ندیدم

به خاک محبت گذشتم سراپا

تهی از شهیدان مزاری ندیدم

به دوران حسنت دگر چون صفایی

به پیمان خود پاسداری ندیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳از سرو سخنوری ندیدم
  2. شمارهٔ ۲۶۴به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم
  3. شمارهٔ ۲۶۵ترا تا از دو عالم برگزیدم
  4. شمارهٔ ۲۶۶من اول ره که رفتار تو دیدم
  5. شمارهٔ ۲۶۷ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم
  6. شمارهٔ ۲۶۸تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم
  7. شمارهٔ ۲۶۹بنامیزد بتی عیار دارم
  8. شمارهٔ ۲۷۰تعالی الله یکی دلدار دارم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.