پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

ز میر کعبه زرقی چند دیدم

که زین کافر مسلمانی رمیدم

فکندم خرقهٔ تلبیس و طامات

به تن پیراهن تقوی دریدم

شعار زهد آوردم به بر چاک

قبای ننگ و بدنامی بریدم

ز مفتی بسکه بردم بوی سالوس

سر از دلق ریایی برکشیدم

کشیدم خط رسوایی به رخسار

ز بدگویان ملامت ها شنیدم

خراباتم برید از خانقه راه

که زین سو سیرت انصاف دیدم

نه پیر دیر از میر حرم خاست

که حسرت حاصل آمد از امیدم

از آن مغرور این رندم خوش افتاد

که از وی بوی غم خواری شنیدم

بحمدالله که محکم پنجه زد دست

به ذیل مرد آگاهی رسیدم

به سربازی صفایی شد سرافراز

از آن خواری بدین عزت رسیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲وفا و حسن در یاری ندیدم
  2. شمارهٔ ۲۶۳از سرو سخنوری ندیدم
  3. شمارهٔ ۲۶۴به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم
  4. شمارهٔ ۲۶۵ترا تا از دو عالم برگزیدم
  5. شمارهٔ ۲۶۶من اول ره که رفتار تو دیدم
  6. شمارهٔ ۲۶۷ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم
  7. شمارهٔ ۲۶۸تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم
  8. شمارهٔ ۲۶۹بنامیزد بتی عیار دارم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.