پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

جاودان دولت بیدار به دیدار تو یابم

روز عیدم بود آن شب که درآیی تو به خوابم

خون خود خورن و خواری ز رقیبان تو بردن

عزت انگارم و ازخاک درت روی نتابم

جان فدای لب شیرین و دهان شکرینت

که برآسود ز شهد و شکر و شیر و شرابم

من که صدجام پیاپی ز سرم هوش نبردی

چشم مخمور تو از یک نظر افکند خرابم

تخم مهر تو به دل کشتم و امید که روزی

رسد از خرمن حسن تو نصیبی به نصابم

سوخت اختر ز فغان ماند به گل پای ز اشکم

چه توان کرد که بود این ثمر و آتش و آبم

داد عشاق ستم دیده ستانم ز جدایی

رهنمونی کند ار بخت به دیوان حسابم

حاش لله که به پیری شکنم عهد وفا را

من که صرف غم عشق تو شد ایام شبابم

سوخت دل ز آتش رخ در خم زلفش که صفایی

به مشام از بن هر موی رسد بوی کبابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸دیده و دل تا به عقد گوهر و لعل تو بستم
  2. شمارهٔ ۲۵۹قبولم کن که لالای تو گردم
  3. شمارهٔ ۲۶۰ز میر کعبه زرقی چند دیدم
  4. شمارهٔ ۲۶۱به عهد بتان اعتباری ندیدم
  5. شمارهٔ ۲۶۲وفا و حسن در یاری ندیدم
  6. شمارهٔ ۲۶۳از سرو سخنوری ندیدم
  7. شمارهٔ ۲۶۴به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم
  8. شمارهٔ ۲۶۵ترا تا از دو عالم برگزیدم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.