پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

هر شب از یاد زلف و طره ی یار

پر بود بسترم ز عقرب و مار

دل ز مژگان و سینه ام ز ابروی

همه شمشیر بار و پیکان زار

زیر و بالا بلند و پست نگر

خال و خطش قرین زلف و عذار

خال مشکین و چهر گلشن سیر

زلف پرتاب و خط سوسن سار

سر موری فتاده در برگل

دم ماری نهاده بر سر خار

یا خلیلی طپیده در آتش

یا کلیمی گرفته در کف مار

هندویی دست بسته با زنجیر

و آفتابی نشسته در زنجار

چهر او بین اگر ندیدستی

آتش سرد و آب آتشبار

لب و دندان او مگو به مثل

در خندان و لعل شکر خوار

نقل شور و شراب شیرین است

امتحان را چشیده ام صد بار

تا صفایی اسیر عشق نشد

نشد از بخت خویش برخوردار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶تن از تیمار عشقم مانده بیمار
  2. شمارهٔ ۲۲۷هزار چون تو و من مانده محو طلعت یار
  3. شمارهٔ ۲۲۸ز صد ملک جم این جام خوشتر
  4. شمارهٔ ۲۲۹بنگر به تیره روزی من در شمار هجر
  5. شمارهٔ ۲۳۰مرا که نیست به جز خون دل شراب دگر
  6. شمارهٔ ۲۳۱مرا نشان نظر باشد از نگار دگر
  7. شمارهٔ ۲۳۲به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر
  8. شمارهٔ ۲۳۳حرف ها از خون دل خوش بر زبان آورده باز
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.