پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

تن از تیمار عشقم مانده بیمار

توچندی بایدم پایی پرستار

پی پرسش به سر وقتم شتابی

اگر گردی ز احوالم خبر دار

بیا بنگر که چون این زار مهجور

به بستر خفته با یک عالم آزار

ز شیرین شربت آن لعل نوشین

ز بس نوشیدم آمد طبع من حار

ز عناب و سپستان تو باید

به تبریدم دوایی برد درکار

مگر زان لب شفا جویم وگویی

نخواهم برد جان زین تاب و تیمار

دل آنجا با وصالت رفته از دست

تن اینجا در فراقت مانده از کار

دل آنجا با خم زلفت هم آغوش

من اینجا با غم هجرت گرفتار

دلم واپس ده ار خونم نریزی

صفایی را از این سودا برون آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸ز صد ملک جم این جام خوشتر
  2. شمارهٔ ۲۲۹بنگر به تیره روزی من در شمار هجر
  3. شمارهٔ ۲۳۰مرا که نیست به جز خون دل شراب دگر
  4. شمارهٔ ۲۳۱مرا نشان نظر باشد از نگار دگر
  5. شمارهٔ ۲۳۲به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر
  6. شمارهٔ ۲۳۳حرف ها از خون دل خوش بر زبان آورده باز
  7. شمارهٔ ۲۳۴باشد از آنروز طالعم فیروز
  8. شمارهٔ ۲۳۵روان تسلیم دلبر دارم امروز
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.