پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

بنگر به تیره روزی من در شمار هجر

نوری فشان ز وصل به شبهای تار هجر

تا چند به زنجیری و با صیقل وصال

ز آیینه ی دلم ننشانی غبار هجر

مرغان به باغ نغمه سراسر خوش از وصول

تبدیل کند تو هم به گل وصل خار هجر

شنعت مران به نقص کفایت همی مرا

گر بستم از وثاق وصال تو بار هجر

از دست من به عنف برون شد زمام وصل

چو نانکه در کف تو نبود اختیار هجر

شد باز وقت آنکه علی رغم مدعی

بسپارمت ز بارگی وصل بار هجر

با قرب دادها برم از امتداد بعد

در وصل شکوه ها کنم از روزگار هجر

کارم تمام خواست رقیب از فراق و من

دیدی چگونه ساختم از وصل کار هجر

دستم رسد اگر به میان وصال باز

کامل نهم جزای عمل در کنار هجر

یابی ره وصول صفایی به بزم قرب

برگردد ار طبیعت ناسازگار هجر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱مرا نشان نظر باشد از نگار دگر
  2. شمارهٔ ۲۳۲به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر
  3. شمارهٔ ۲۳۳حرف ها از خون دل خوش بر زبان آورده باز
  4. شمارهٔ ۲۳۴باشد از آنروز طالعم فیروز
  5. شمارهٔ ۲۳۵روان تسلیم دلبر دارم امروز
  6. شمارهٔ ۲۳۶بیا ساقی عرق در جام زر ریز
  7. شمارهٔ ۲۳۷دلا در عشق او رنگ دگر ریز
  8. شمارهٔ ۲۳۸ای دوست سرگذشت من از اهل راز پرس
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.