پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر

تلافی از تو نزد سر به جز جفای دگر

مرا به ضربت دیگر بکش چو زخم زدی

عنایتی کن و لازم شمر عطای دگر

به بی وفایی و بد عهدیم سمر کردی

هنوزم از تو بود خوف افترای دگر

گرم به جز تو صنم بوده دیگری معبود

به کیش عشق پرستیده ام خدای دگر

به ماجرای قیامت خوشم که آنجا نیز

کنیم تازه به ذکر تو ماجرای دگر

مگر غم تو که مأوا گرفت در دل ما

جز این خرابه به عالم نیافت جای دگر

نوای مطربم آرد به خود ز پرده نخست

ولی برون برداز پرده ام نوای دگر

به جز من از همه بیگانه وار رو برتافت

مگر سراغ ندارد غم آشنای دگر

طبیب کو به حبیبم رسان که درد مرا

معالجت نتوان کردن از دوای دگر

به سعی مرده کدورت نکاست بلکه فزود

حضور یار صفایی مرا صفای دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴باشد از آنروز طالعم فیروز
  2. شمارهٔ ۲۳۵روان تسلیم دلبر دارم امروز
  3. شمارهٔ ۲۳۶بیا ساقی عرق در جام زر ریز
  4. شمارهٔ ۲۳۷دلا در عشق او رنگ دگر ریز
  5. شمارهٔ ۲۳۸ای دوست سرگذشت من از اهل راز پرس
  6. شمارهٔ ۲۳۹در رهش جان دادم اما هرکه دلبر بایدش
  7. شمارهٔ ۲۴۰عاشق اول هدیه ای کز بهر جانان بایدش
  8. شمارهٔ ۲۴۱به دستی برد از جا پای صبرم شوق دیدارش
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.