پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

دست عشقم گشود جایی بار

که فرو بست پایم از رفتار

چاه ها در طریق تن زیمین

ماه ها در کمین دل زیسار

جرگه ای از قد آیت گلبن

دسته ای از رخ آفت گلنار

همه از چهر نخل آتش بر

همه از زلف سرو افعی بار

این ز قد شرم صد خیابان سرو

وان به رخ غیرت هزار بهار

یکی از غمزه غارت خلخ

یکی از عشوه فتنهٔ فرخار

همه سنگین دلان سیمین بر

همه نوشین لبان شیرین کار

مر مرا یک دل است و صد دلبر

مر مرا یک سر است و صد دیوار

دل صفایی ز دست رفت و هنوز

هست جانانه را به جانم کار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵با صبا همره است نکهت یار
  2. شمارهٔ ۲۲۶تن از تیمار عشقم مانده بیمار
  3. شمارهٔ ۲۲۷هزار چون تو و من مانده محو طلعت یار
  4. شمارهٔ ۲۲۸ز صد ملک جم این جام خوشتر
  5. شمارهٔ ۲۲۹بنگر به تیره روزی من در شمار هجر
  6. شمارهٔ ۲۳۰مرا که نیست به جز خون دل شراب دگر
  7. شمارهٔ ۲۳۱مرا نشان نظر باشد از نگار دگر
  8. شمارهٔ ۲۳۲به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.