پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

اگر سرشک منت خاک راه تر نکند

ترا ز حالت من دیگری خبر نکند

ریاض حسن ترا خرمی است اردی و دی

مگر به باغ تو باد خزان گذر نکند

ستودن تو دریغ آیدم به سنگدلی

ور از هزار فغانم یکی اثر نکند

جفا به اهل وفا خاصه داد خواهان کی

رواست کو ستمت در جهان سمر نکند

به خاکساری ما صد هزارت استغناست

که گفت لابه ی کس در بتان ثمر نکند

مگربه خاک درت خضر آب حیوان را

کند معاوضه کز زندگی ضرر نکند

بر آن سرم که کنم خاک درگهت سر خویش

اگر ز رشک مرا چرخ دربدر نکند

ز بسط و طول صفایی ملول خواهم شد

اگر بیان غم خویش مختصر نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷گل رخان کز خار مژگان دم به دم خنجر زنند
  2. شمارهٔ ۱۸۸اگر یک چندم از دل برگشایند
  3. شمارهٔ ۱۸۹عقل اگر حلقه ی زلف زره آسای تو بیند
  4. شمارهٔ ۱۹۰چشم معنی نگر عارف اگر روی تو بیند
  5. شمارهٔ ۱۹۱شرع در خون رود ار قامت دلجوی تو بیند
  6. شمارهٔ ۱۹۲مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود
  7. شمارهٔ ۱۹۳به بزمم دوش حورا پیکری بود
  8. شمارهٔ ۱۹۴به مینو منظری دوشم سری بود
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.