پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

به بزمم دوش حورا پیکری بود

که هر عضوش به فردوسم دری بود

در آن مستی ندانستم سر از پای

که در سرم نهان با وی سری بود

دلی بگرفت و صد جانم عوض داد

درین سودا عجب سودآوری بود

نکردی ترک بالفرضش ز آغاز

در امکان ممکن ار زین بهتری بود

مذاق تشنه کامان را دمادم

به نوشین درج مرجان کوثری بود

به اخذ ملک بی سامان دل ها

به مژگان صف آرا لشکری بود

به منع سرکشی برگردن عقل

ز مشکین طره پیچان چنبری بود

دل و دینم ربود از یک تجلی

صفایی را عجب غارتگری بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵در دلم هر لحظه صد سودای باطل می‌رود
  2. شمارهٔ ۱۹۶روی زمین ز گریه ی من گر شمر شود
  3. شمارهٔ ۱۹۷رفت و دل رفت ز ره کز پی آن ماه شود
  4. شمارهٔ ۱۹۸جز از لب جانانه که چندین شکر آید
  5. شمارهٔ ۱۹۹نکهت نافه ز انفاس نسیم سحر آید
  6. شمارهٔ ۲۰۰با حضور تو به لب جانم از آن دیرآید
  7. شمارهٔ ۲۰۱مگو دل ها به طراری رباید
  8. شمارهٔ ۲۰۲ازین پس دور من چندی نپاید
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.