پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

گر مهم چو مهر ز آن جمال و چهر با شروط مهر دلبری کند

شیخ و شاب را سر به خط کشد، مهر و ماه را مشتری کند

بی خطا به عمد بی هراس و باک، خون عالمی ریزدار به خاک

شیخ کی دهد فتوی دیت، پادشه کجا داوری کند

زلف سرکشش از یکی کمند، صد هزار دل آورد به بند

چشم بی هشش از یکی نگاه صد حکیم را بستری کند

سر کند به زیر خوار و شرمسار، از حیا و شرم پیش گل چو خار

اولین قدم سرو جویبار، گر به سرو او همسری کند

ای نگارچین پرده از جبین، بر فکن تمام تا که بعد از این

نه کسی مثل از ملک زند، نه کسی سخن از پری کند

غمزه ی تو هست گر نه تیر زن، گه به قصد جان گه به قتل تن

ز ابروی کمان در عروق من، دم به دم چرا نشتری کند

دیگ آرزو روز و شب پزم، تا دمی به کام لعل او گزم

چون صفایی آن قوت جان مزم، بختم ار به صدق یاوری کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸اگر یک چندم از دل برگشایند
  2. شمارهٔ ۱۸۹عقل اگر حلقه ی زلف زره آسای تو بیند
  3. شمارهٔ ۱۹۰چشم معنی نگر عارف اگر روی تو بیند
  4. شمارهٔ ۱۹۱شرع در خون رود ار قامت دلجوی تو بیند
  5. شمارهٔ ۱۹۲مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود
  6. شمارهٔ ۱۹۳به بزمم دوش حورا پیکری بود
  7. شمارهٔ ۱۹۴به مینو منظری دوشم سری بود
  8. شمارهٔ ۱۹۵در دلم هر لحظه صد سودای باطل می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.