پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

چشم معنی نگر عارف اگر روی تو بیند

صنع ایزد همه در صورت نیکوی تو بیند

سلسبیلش چو حمیم آید و فردوس چو نیران

خازن جنت اگر کوثر و مینوی تو بیند

عقد پرویز به دامان گسلد دیده ی گردون

در شکر خند اگر رسته ی لولوی تو بیند

مشک در نافه ی چین خون شود از رشک دگر ره

گر شکن در شکن و خم به خم موی تو بیند

جاودان طعنه سراید عوض نغمه به سوری

عندلیب ار به گلستان رخ گلبوی تو بیند

نتوان داشت به صد کنده و زنجیر نگاهش

سرو کشمیر اگر ره به لب جوی تو بیند

اجل از دامن عشاق کشد دست تطاول

اگر آزار رقیبان جفا جوی تو بیند

سر سودائیم ای کاش در آغوش تو بودی

تا سر خویش یکی بر سر زانوی تو بیند

گاه بر کرده سر از جیب که در پای تو افتد

گاه آورده نگون پشت که پهلوی تو بیند

آنکه در عشق تو دارد سر اندرز صفایی

کاش برد لشکری قوت بازوی تو بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود
  2. شمارهٔ ۱۹۳به بزمم دوش حورا پیکری بود
  3. شمارهٔ ۱۹۴به مینو منظری دوشم سری بود
  4. شمارهٔ ۱۹۵در دلم هر لحظه صد سودای باطل می‌رود
  5. شمارهٔ ۱۹۶روی زمین ز گریه ی من گر شمر شود
  6. شمارهٔ ۱۹۷رفت و دل رفت ز ره کز پی آن ماه شود
  7. شمارهٔ ۱۹۸جز از لب جانانه که چندین شکر آید
  8. شمارهٔ ۱۹۹نکهت نافه ز انفاس نسیم سحر آید
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.