پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

در آغاز پیری و انجام کار

مرا باز بخت جوان گشت یار

نکو محضری مهربان دلبری

به نامیزد آمد مرا درکنار

در آمد به کاخم بتی ماه روی

بتی کارساز و مهی سازگار

گل اندام و گل بوی و گل پیرهن

گل آگین و گل رنگ و گلگون عذار

به طلعت چو ماهی ولی کام بخش

به قامت چو سروی ولی کامکار

بدن کوه مرمر ولی راهرو

دهن تنگ گوهر ولی باده خوار

به پیکر بهاری ولی بی خزان

به عارض ریاضی ولی بی حصار

دهان خوان نعمت که جانش خورش

زبان کان شکر که شکرش مدار

به گیسویش از عنبر و مشک ننگ

به لیمویش از نار و نارنگ عار

چه نسبت شکر را به مرجان دوست

چه قیمت گهر را به دندان یار

شکر کی شود این چنین شهد ریز

گهر کی بود اینقدر آبدار

صفایی چه غم گر غمم زو فزود

هم او نیز باشد مرا غم گسار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸رفت وگریم در رکابش زار زار
  2. شمارهٔ ۲۱۹در این انجام عمر و آخر کار
  3. شمارهٔ ۲۲۰رسد چندانکه از ترکانم آزار
  4. شمارهٔ ۲۲۱ز خوبان جز تو ای ترک ستمکار
  5. شمارهٔ ۲۲۲در گلستان رخ ار گشاید بار
  6. شمارهٔ ۲۲۳دست عشقم گشود جایی بار
  7. شمارهٔ ۲۲۴هر شب از یاد زلف و طره ی یار
  8. شمارهٔ ۲۲۵با صبا همره است نکهت یار
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.