پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

رسد چندانکه از ترکانم آزار

کند مهر تو افزون در دلم کار

ز دیدار توام باور شد امروز

که حور این نشئه نیز آید پدیدار

نه سروت می توان گرفتن به قامت

نه ماهت می توان خواندن به رخسار

کدامین ماه می گنجد در آغوش

کدامین سرو می آید به بازار

چه سرو است آنکه بارش ماه و خورشید

چه ماه آنکه برجش باغ و گلزار

تنک ریزی چو فرمایی تبسم

شکر بیزی چو بازآیی به گفتار

شکر خندت تنک ریزد به خرمن

شکر بیزت شکر ریزد به خروار

جدا گشتن برایت آنقدر سهل

که از رویت جدایی سخت و دشوار

دمی را هم غنیمت دان صفایی

که در دنیاست حور العین ترا یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲در گلستان رخ ار گشاید بار
  2. شمارهٔ ۲۲۳دست عشقم گشود جایی بار
  3. شمارهٔ ۲۲۴هر شب از یاد زلف و طره ی یار
  4. شمارهٔ ۲۲۵با صبا همره است نکهت یار
  5. شمارهٔ ۲۲۶تن از تیمار عشقم مانده بیمار
  6. شمارهٔ ۲۲۷هزار چون تو و من مانده محو طلعت یار
  7. شمارهٔ ۲۲۸ز صد ملک جم این جام خوشتر
  8. شمارهٔ ۲۲۹بنگر به تیره روزی من در شمار هجر
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.