پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

چشم و ابرویش به قهرم دل رباید

گوهر و لعلش به لطفم جان فزاید

ز آن دو تلخی ها به کارم برد و خود را

زین دو صد چندان به شیرینی ستاید

آن دو رنگ رامش از نفسم ستاند

این دو رنگ انده از عقلم زداید

آن به رخ ابواب تقدیمم فرازد

وین به گوش آیات تکریمم سراید

آن دو با دل شق گمانی می سگالد

این دو با جان مهربانی می نماید

تن از آن تا پای دارد می گریزد

جان به این تا جای بیند می گراید

نیست گر قصد جفا آن بی وفا را

از چه این را بست و آن را می گشاید

پای تا سر دل نشین آمد دریغا

کز مناعت عهد یاری می نیاید

دل به وصلم باز جو کز رنج هجران

بیش از این بالله مگر خوردن نشاید

هر چه فرمایی بپیچم سر ز فرمان

جز شکیبایی که هیچ از من نیاید

بر منت دل سوختی با وصف سختی

گر ز حالم با تو کس رمزی سراید

در تو کافر دل تولای صفایی

هرکه بیند پای تا سر حیرت آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷صاحب دلی به سیر کمانت نظر نکرد
  2. شمارهٔ ۲۰۸نیست حاجت که دل از دست کسی او برباید
  3. شمارهٔ ۲۰۹هر دمت کز مژه بر سینه ی من تیر نیاید
  4. شمارهٔ ۲۱۰یک نظر از دیده ی ماروت دید
  5. شمارهٔ ۲۱۱هرکه دلاویزی گیسوت دید
  6. شمارهٔ ۲۱۲کار خونریزی لعلت چو به فرجام رسید
  7. شمارهٔ ۲۱۳آوخ که یار برسر این ناتوان رسید
  8. شمارهٔ ۲۱۴چون صبح عید هفتم ماه رجب رسید
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.