پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

یک نظر از دیده ی ماروت دید

صد اثر از جادوی هاروت دید

عقل خرد پیشه ی هشیار را

واله و زنجیری گیسوت دید

گردن صد رستم و سهراب را

سخره ی و سیلی خور بازوت دید

دیر و حرم را همه ز اسلام وکفر

سجده گر قبله ی ابروت دید

از نمکین لعل شکر پرورت

قوت روان در دم یاقوت دید

سینه ی عشاق وفا کیش را

سوخته ی نایره ی خوت دید

شادم از آن رو که غمش می خورم

دوست مرا لایق این قوت دید

پیر و جوان بنده و آزاد را

حلقه به گوش در هندوت دید

عقل صفایی صفت آغاز عمر

خویشتن از عشق تو فرتوت دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲کار خونریزی لعلت چو به فرجام رسید
  2. شمارهٔ ۲۱۳آوخ که یار برسر این ناتوان رسید
  3. شمارهٔ ۲۱۴چون صبح عید هفتم ماه رجب رسید
  4. شمارهٔ ۲۱۵فقیه شهر که سجاده ها برآب کشید
  5. شمارهٔ ۲۱۶در آغاز پیری و انجام کار
  6. شمارهٔ ۲۱۷مرا هست امشب بتی درکنار
  7. شمارهٔ ۲۱۸رفت وگریم در رکابش زار زار
  8. شمارهٔ ۲۱۹در این انجام عمر و آخر کار
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.