پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

هزار کام ز لعل تو یک دقیقه برآید

مرا که هیچ کلیدی گره ز دل نگشاید

جزای حسن عمل پس مرا همان بر و بالا

که بی تو طوبی و فردوس جز غمم نفزاید

ثواب طاعت خویش از خدای جز تو نخواهم

خوش است نعمت باقی و لیک بی تو نشاید

ز طلعت تو نبندم نظر به عارض رضوان

وگر هزار در از روضه ام به روی گشاید

به ذوق نوش لبت کوثرم نماند تمنا

مریض عشق ترا شربت از زلال تو باید

به هفت کشوم ار سروری دهند چه حاصل

که بی تو هشت بهشتم دو جو به کار نیاید

اگر به ساحت جنت بدین جمال درآیی

کس از حضور تو هرگز به حور عین نگراید

وگر به گلشن رضوان ریاض رخ بگشایی

ز شرم بلبل مینو دگر به گل نسراید

شب وصال ملولم به یاد روز جدایی

مگر به مردنم این طرفه زندگی به سر آید

مزن تو رای علاجم که غیر یار صفایی

کسی غبار غم از لوح خاطرم نزداید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵چشم و ابرویش به قهرم دل رباید
  2. شمارهٔ ۲۰۶بر تو از دست صبا شام و سحر غیرتم آید
  3. شمارهٔ ۲۰۷صاحب دلی به سیر کمانت نظر نکرد
  4. شمارهٔ ۲۰۸نیست حاجت که دل از دست کسی او برباید
  5. شمارهٔ ۲۰۹هر دمت کز مژه بر سینه ی من تیر نیاید
  6. شمارهٔ ۲۱۰یک نظر از دیده ی ماروت دید
  7. شمارهٔ ۲۱۱هرکه دلاویزی گیسوت دید
  8. شمارهٔ ۲۱۲کار خونریزی لعلت چو به فرجام رسید
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.