پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی

صفایی جندقی

غزلیات

۴۰۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ نوشین لب یاقوتیش ار لعل مذاب است
  2. شمارهٔ ۶۲ قتل عشاق نه از عارض او بیداد است
  3. شمارهٔ ۶۳ مرا بس شکرها از کردگار است
  4. شمارهٔ ۶۴ مرا چون تو یاری غم گسار است
  5. شمارهٔ ۶۵ چه بسته ای که به بند وفا گرفتار است
  6. شمارهٔ ۶۶ نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است
  7. شمارهٔ ۶۷ در بزم عشق باده سرشک روان خوش است
  8. شمارهٔ ۶۸ تا صید تو شد مرغ مرا بال وبال است
  9. شمارهٔ ۶۹ با ساقی و مطرب همه را کار به کام است
  10. شمارهٔ ۷۰ آن باده که در ملت اسلام حرام است
  11. شمارهٔ ۷۱ گرچشم تو فتنه زمان است
  12. شمارهٔ ۷۲ آن نه ابروی و این نه مژگان است
  13. شمارهٔ ۷۳ مژده ای دل که روز قربان است
  14. شمارهٔ ۷۴ به جای دوستی ار دشمنی سزای من است
  15. شمارهٔ ۷۵ مرا درد از شکیبایی فزون است
  16. شمارهٔ ۷۶ گرنه در خورد یار دیرین است
  17. شمارهٔ ۷۷ لبت از بس لطیف و شیرین است
  18. شمارهٔ ۷۸ خون به رخسارم از جهان بین است
  19. شمارهٔ ۷۹ سرخوشم با لبت که نوشین است
  20. شمارهٔ ۸۰ گرچه این فن خلاف آیین است
  21. شمارهٔ ۸۱ روشن شب عالمی ز ماه است
  22. شمارهٔ ۸۲ شادم که شمارم اشک وآه است
  23. شمارهٔ ۸۳ سوای دل که به ترک تو مایل افتاده است
  24. شمارهٔ ۸۴ انجام عمر ما را آغاز عشق بازی است
  25. شمارهٔ ۸۵ غم بی تو مرا ز زندگانی است
  26. شمارهٔ ۸۶ کاهش ما هجر غم افزای تست
  27. شمارهٔ ۸۷ اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست
  28. شمارهٔ ۸۸ تاب دلم ار تو را عیان نیست
  29. شمارهٔ ۸۹ ماهی که به رخ نگار مانی است
  30. شمارهٔ ۹۰ گر نه به دل هر نگهت خنجری است
  31. شمارهٔ ۹۱ هرکه یک دل به خطا درخم گیسوی تو بست
  32. شمارهٔ ۹۲ از جان و سر دریغ ندارم به پای دوست
  33. شمارهٔ ۹۳ با دو ابرویِ تو ام ، بر دل  غمِ شمشیر چیست؟
  34. شمارهٔ ۹۴ دفع غم را ساقیا جز جام می تدبیر چیست
  35. شمارهٔ ۹۵ تا غایبی تو اهل صفا را حضور نیست
  36. شمارهٔ ۹۶ زاهد مرا که بی می و شاهد حضور نیست
  37. شمارهٔ ۹۷ سری کاینجا چو دامان در قدم نیست
  38. شمارهٔ ۹۸ از عشق تنی که ناتوان نیست
  39. شمارهٔ ۹۹ در هجر توام سری به جان نیست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ سگی به از من سرگشته پاسبان تو نیست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ دریغا کز دلازاری بری نیست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ بر مهر تو مه را مشتری نیست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ آن دل که بر او ناله ما را اثری نیست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ بیا ساقی دمی کم همدمی نیست
  48. شمارهٔ ۱۰۸ جز کلبه ی عشاق تو بیت الحزنی نیست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ دور پیمانه را بقایی نیست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ گرم به قهر کشی با هزار طوع و اطاعت
  51. شمارهٔ ۱۱۱ به کوی خویش مترسانم از رسیدن آفت
  52. شمارهٔ ۱۱۲ یار از چهره چون نقاب گرفت
  53. شمارهٔ ۱۱۳ دامن از اشکِ دیده آب گرفت،
  54. شمارهٔ ۱۱۴ خجلت مشتری آن مه ره بازار گرفت
  55. شمارهٔ ۱۱۵ یار در طرف چمن پرده ز رخسارگرفت
  56. شمارهٔ ۱۱۶ صفایی مگر ز نو نگاری دگر گرفت
  57. شمارهٔ ۱۱۷ نقاب از تمام رخ بتی شوخ برگرفت
  58. شمارهٔ ۱۱۸ قیامت از چه ترا گفته اند در قد و قامت
  59. شمارهٔ ۱۱۹ قیامت خوانمت بهر چه قامت
  60. شمارهٔ ۱۲۰ گر به خواری خون من ریزد به خاک آستانت

متن اشعار به نقل از گنجور.