پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

با دو ابرویِ تو ام ، بر دل  غمِ شمشیر چیست؟

پیش آن مژگان مرا در دیده نوک تیر چیست

من به ذوق جان سپاری و تو خون ریزیت کار

آفت تعجیل چبود علت تأخیر چیست

زلف لیلی بند برگردن گذارد عقل را

در دل مجنون من سودای این زنجیر چیست

تا ننالیدم گهی بر سر مرا می بود پای

جز تغافل سود افغان من از تأثیر چیست

دل ز ترکش مهر جو غافل ز کین غمزگان

در کفش صد قبضه خنجر فکر این نخجیر چیست

نیست عادت چون تو ای دل با گرفتاری مرا

بهر استخلاص این قیدم بگو تدبیر چیست

در غمت زین چشم و دل جز دامن تر کام خشک

سود اشک شامگاه و نالهٔ شبگیر چیست

آن دو قوت داد جان را وین درآمد قوت تن

پیش آن یاقوت و گوهر می چه باشد شیر چیست

او غیوری سخت دل من ناصبوری سست جان

با جوانی همچو او سودای چون من پیر چیست

فتنه ی جان جهانی گر نبودی از نخست

عشق ما بر یک طرف این حسن عالمگیر چیست

در هجوم غم صفایی رامش از دل رفت و گفت

این خراب‌آباد را خاصیت تعمیر چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵تا غایبی تو اهل صفا را حضور نیست
  2. شمارهٔ ۹۶زاهد مرا که بی می و شاهد حضور نیست
  3. شمارهٔ ۹۷سری کاینجا چو دامان در قدم نیست
  4. شمارهٔ ۹۸از عشق تنی که ناتوان نیست
  5. شمارهٔ ۹۹در هجر توام سری به جان نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۰سگی به از من سرگشته پاسبان تو نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۱کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۲گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.