پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

در هجر توام سری به جان نیست

با وصل تویادم از جهان نیست

اشکم به جروح دل گواه است

محتاج به شرح ترجمان نیست

تادر قفس غمت فتادم

دیگر هوسم به بوستان نیست

با یاد تو ذوق گلستان نه

در دام تو شوق آشیان نیست

بر وصل چو خود فشانمت جان

حاجت به فراق جانستان نیست

شاخی که بریزد از بهاران

محتاج به غارت خزان نیست

پیری که نه چون تواش دلارام

چون سعد من اخترش جوان نیست

دل دادم و جان به دل ستادم

سود آور عشق را زیان نیست

در راه محبتت صفایی

در بند حیات جاودان نیست

پا بر سر جان و تن چو بنهاد

زین بیش مجال امتحان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۲گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۳دریغا کز دلازاری بری نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۴بر مهر تو مه را مشتری نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۵آن دل که بر او ناله ما را اثری نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۶ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۷بیا ساقی دمی کم همدمی نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۸جز کلبه ی عشاق تو بیت الحزنی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.