پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

بر مهر تو مه را مشتری نیست

وگر باشد کسی جز مشتری نیست

به فر چهر و فرخ فالت ای ماه

تعالی الله عروس خاوری نیست

بدین اخلاق و خوشخویی ملک نی

بدین اندام وگلرویی پری نیست

به محشر از تماشای تو فردا

چو امروزم مجال داوری نیست

بتی از حلقه ی خوبان به عشاق

بدین مهر و محبت پروری نیست

تنی جز من ترا زین جان نثاران

بدین صدق و ارادت گستری نیست

به تعظیم قدت استاده بر پای

وگرنه سرو قصدش همسری نیست

مگر یک ره به بزمت زهره ره یافت

که آهنگش به جز خنیاگری نیست

به دامت مرغ دل از هجر نالد

خروش وی ز بی بال و پری نیست

نسودی بر سرم پای از حقارت

غم از سودای بی پا و سری نیست

صفایی را چودل بردی نگهدار

مگو این از شروط دلبری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۷بیا ساقی دمی کم همدمی نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۸جز کلبه ی عشاق تو بیت الحزنی نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۹دور پیمانه را بقایی نیست
  5. شمارهٔ ۱۱۰گرم به قهر کشی با هزار طوع و اطاعت
  6. شمارهٔ ۱۱۱به کوی خویش مترسانم از رسیدن آفت
  7. شمارهٔ ۱۱۲یار از چهره چون نقاب گرفت
  8. شمارهٔ ۱۱۳دامن از اشکِ دیده آب گرفت،
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.